باز هم عصر پنجشنبه و اهل قبور. . .
- چرا دست خالی اومدی؟
- گفت دونه ای ۳۰۰ تومن، من پولم کم بود.
- خوب؛ باشه خودم میرم ببینم چرا این قدر گرون شده!
- چرا نون شده دونه ای ۳۰۰ تومن؟!
- کی گفته؟
- شما به بچم گفتید!
نانوا می خندد.
نان صلواتی بود. . .
حالا نوبت توست. غرورم دیگر گردن کلفت تر از آن شده که بخواهد بشکند!
+پیله را شکافته ام در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت17:8 زاده برگ ریزان |


